
چگونه با ساخت مسیرهای عصبی بیشتر، خلاقتر شویم؟
محمود دولتآبادی در کتاب «در پسِ آینه» به نکتهای مهم اشاره میکند: «نباید نویسنده بودن را یک ویژگی ذاتی و ثابت در نظر گرفت»، او معتقد است اگر فردی از کودکی حس هنری داشته باشد و در مسیر خلق کردن قرار گیرد، چه در رقص، چه در موسیقی یا هر هنر دیگری و همراه با آن، شور و جستوجوگری در روحش قوی باشد، میتواند با کار کردن خود را بسازد و به یک موسیقیدان، یک نویسنده و کلا به یک هنرمند تبدیل شود.
این دیدگاه، مرا به یاد سخنان محمدرضا شعبانعلی، مؤسس سایت متمم انداخت. او میگفت: افرادی که در یک مهارت تخصص دارند، اما در یک یا دو مهارت دیگر نیز دستی دارند، به مراتب خلاقتر از افراد تکبعدی عمل میکنند. سپس او یک تجربهی شخصی را تعریف کرد:
استادش از او خواسته بود دو کار را که به هیچوجه دوست ندارد امتحان کند، نام ببرد. او موسیقی و سینما را انتخاب کرده بود و تکلیفش این شده بود که هر هفته یک فیلم ببیند و یک قطعه موسیقی شاهکار بشنود و دربارهی آنها بنویسد. او اعتراف میکرد که این تکلیف هفتگی چقدر برایش عذابآور بوده، اما در نهایت متوجه شده که ذهنش به طرز چشمگیری خلاقتر شده و نگاهش به جهان تغییر کرده است.
تأمل بر این تجربه مرا به یاد صحبتهای استاد پیام بهرامپور انداخت که توضیح میدادند: «در مغز ما سلولهایی به نام نورون وجود دارند. وقتی کاری را چند بار تکرار میکنیم، این نورونها شاخکهایی به سمت هم میفرستند و مسیری را شکل میدهند که ما به آن مسیر عصبی میگوییم. ساخت مسیرهای عصبی تازه، به نوعی ورزش مغز تلقی میشود.»
بنابراین، هر چه کارهای تازهتری انجام دهیم و مهارتهای بیشتری بیاموزیم، مسیرهای عصبی جدیدی شکل میگیرد. این مسیرهای جدید، مغز ما را به طور مستمر ورزش میدهند و به طور مستقیم قدرت یادگیری و خلاقیت را ارتقا میبخشند.
در نهایت، خلاقیت یک هدیهی آسمانی نیست، بلکه فرآیندی است که با قدم گذاشتن در حوزههای ناآشنا و ساختن پلهای جدید بین دانستههایمان تقویت میشود.




سلام. مطالبتون رو خوندم. عالی بود.
سلام آقای طاهری عزیز، متشکرم🌱