کتاب «در پس آینه» اثری از لیلی گلستان

کتاب «در پسِ آینه» اثری است از لیلی گلستان.
«در پسِ آینه»، حاصل گفتوگوی لیلی گلستان با محمود دولتآبادی و خانوادهاش، پنجرهای است که مخاطب را به خلوت و عادات بزرگترین نویسندهی معاصر ایران فرامیخواند.
در این کتاب، همسرِ استاد دولتآبادی از شیرینیها و سختیهای زیستن در کنار او سخن میگوید و فرزندان، با مرور عادات روزمره و خاطرات مشترک کودکی، تصویری از پدری صبور و «نویسندهای استثنایی» ترسیم میکنند و مادرشان را نیز «همسری درخشان» میخوانند.
این اثر سرشار از نکاتی است که میتواند چراغ راه زیستن و نوشتن باشد. خودِ استاد دولتآبادی از همزیستی با آثارش مینویسد و مسیر نوشتن را «فرساینده، مرگبار و ترسناک» میخواند. اعترافی که فراتر از لذت خلق است و دشواریهای ایدهیابی، بازنویسیهای مکرر و وحشت در انتشار اندیشه را آشکار میسازد.
او سلامت زبان را برای هر نویسندهای حیاتی میداند: «زبانی بدون ادا و اصول، بدون شکستهنویسی و اصطلاحات احمقانه»، چرا که قاطعانه معتقد است «زبان، شخصیت یک ملت است.» این تأکید، در عصری که زبان فارسی در معرض ابتذال قرار گرفته، ارزشی دوچندان مییابد.
او در پاسخ به وضعیت نویسندگانی که مهاجرت کردهاند و نتوانستهاند مثل سابق فعالیت کنند، چنین میگوید:
از قول فیلسوفی خواندهام که «زبان خانهی من است» به این ترتیب نویسنده در خانهی زبانِ دیگری چه میخواهد بگوید؟
و اما معمای استعداد! پرسشی که همیشه در ذهنم بیپاسخ مانده بود، در این کتاب به نقل از ماکسیم گورکی پاسخ داده شد: «چهلونه درصد استعداد و پنجاهویک درصد کار.»
همینطور او با گرفتن جایزه در ابتدای راه نویسندگی مخالف است، زیرا معتقد است اگر ظرفیتش نباشد، همان ستایش اولیه، نقطهی توقف خواهد بود.
او در خلال صحبتها، گریزی میزند، به مشکلات زنان در مسیر نویسندگی، معضل سانسور، مجوز نگرفتن و سوءاستفادههای ادبی و در نهایت مانند همیشه از کار میگوید و آن را نجاتبخش میداند، آن هم کار کردن صادقانه و با حداکثر توان، سفارشی که پدرش به او و او به پسرانش کرده است.
هنر بزرگ او، معمولی بودن و صبوری کردن است. آدمی که هرگز برای خوشایند دیگری قلم نزده، پای حق و اعتقاداتش ایستاده و زخمهای وارده را با زمزمهی «این نیز بگذرد» تحمل کرده است. ستایش و نکوهش دیگران در او اثری ندارد.
او هنر را معادل آزادی میداند. یعنی اگر که مینویسی، به سبک خودت پیش برو. از نویسندگان بزرگ یاد بگیر، آموزش ببین، اما نخواه که مانند آنان باشی، خودت باش.
و در پایان کتاب به جملهای میرسم، که برای من چون نوری در تاریکی بود. به قول ناهید عبدی از هر کتاب باید جملهای با تو بماند و آن جمله برای من این است: «فرزانه، کارش را انجام میدهد و رها میکند.» این جمله چکیدهی فلسفهی زیستن و نوشتن استاد دولتآبادی است؛ پذیرفتن سهم خود در کار و قطع کردن رشتهی وابستگی به نتیجه و قضاوت دیگران.
کتاب «در پسِ آینه»، در ۱۷۷ صفحه و توسط نشر چشمه، یک نظام اخلاقی ارزشمند برای زیستن صادقانه است.



