یادداشت نویسی روزانه

رنج‌نامه

رنج‌نامه

چند روز است که تلگرام در سکوت غم‌انگیزی فرورفته است و هیچ صدایی از آن برنمی‌خیزد. نه نوشته‌ای، نه دیدگاهی و نه پیامی از دوستی، فضایی بس دل‌گیر.

چند روز است در کانال تلگرامم چیزی ننوشته‌ام؛ کانالی که هر روز به‌روز می‌شد با یادداشت کوتاهی، تجربه‌ی زیسته‌ای، معرفی کتابی و یا معرفی کانالی جهت دوست‌نوازی.

چند روز است که نام زیبای دوستانم را بر سر در کانال‌هایشان ندیده‌ام و مطالب زیبایشان را نخوانده‌ام. مصی از شاهنامه و پهلوانان و اسطوره‌هایش ننوشته، آقای شاد احساساتش را به شعر بدل نکرده و زهرا تجربه‌ی روزمره‌اش را به واژه‌ها پیوند نزده، گلی از کتاب‌ها روایت نکرده و استاد کلانتری واژه‌های نویافته‌اش را به اشتراک نگذاشته است. و این سکوت برای میترا و سایه که در آن‌طرف اقیانوس هستند، به مراتب سنگین‌تر است.

پروژه‌ی مشترک‌مان با مهری معلق مانده است. ماه‌هاست با هم کار می‌کنیم و هر روز پاره‌ای از وجودمان را در آن می‌ریزیم و این دوری قرار از من ربوده است.

دلم برای محفل شاهنامه‌خوانی تنگ شده است. هفته‌ای دو بار در واتس‌اپ دور هم جمع می‌شدیم، می‌گفتیم، می‌خندیدیم و سپس شاهنامه می‌خواندیم و از حکمت و خرد فردوسی بهره می‌بردیم. در این مسیر، مصی و سوسن پیش‌رو بودند و ما را در درک معانی ابیات و واژه‌ها یاری می‌دادند.

از مدرسهٔ نویسندگی و پیشاهنگ‌مان بی‌خبرم، کسی که راه زندگی غنی و معنادار را نشان‌مان داد و دوستی عمیقی میان ما نوقلمان به‌ وجود آورد.

اما با وجود این‌ دلتنگی‌ها و قطع ارتباطات معتقدم باید بخوانیم و بنویسیم. و اینک کتاب «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ» اثر رضا امیرخانی را شروع کرده‌ام؛ این کتاب را در شهریور ۱۴۰۳ از نسرین سجادی هدیه گرفتم و احساس می‌کنم زمان خواندنش فرا رسیده است. به‌زودی از این کتاب خواهم نوشت.

و در انتها فقط می‌دانم جهان بر ناپایداری بنا شده است. آن نمانْد، این نیز هم نخواهد ماند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

  1. سلام مریم‌جان❤️
    دوست خوب و پرتلاشم
    با دیدن پستت، اینکه سعی می‌کنی بنویسی غرق شادی شدم.
    چند روز پیش آدرس وب سایت دوستان آنها که در خاطرم بودند را امتحان کردم اما جز یکی دو نفر که وب‌سایتشان مدت‌ها غیرفعال بود دستم را نگرفت.
    آدرس سایتت را نوشتم اما گویا اشتباه تایپی داشتم یا شاید هم نت ملی یاری نکرد و باز نشد تا اینکه امروز از سایت جناب طاهری مهربان رهسپار خانه‌ی مجازیت شدم و در این وانفسا لبخند بر لبم نشست.
    موافقم، چالش امروز ما این است: تمرکز بر خواندن و نوشتن با وجود این همه حواس‌پرتی و نگرانی و غم.
    در پناه خدا نویسا و مانا باشی عزیزم😘❤️

    1. زهرای عزیزم ممنونم از پیگیریت. همه‌مون ناراحت و داغداریم. اما ننوشتن و نخواندن و گوشه‌ای کز کردن چیزی رو درست نمی‌کنه. به قول احمد اخوت: تا روشنایی بنویس. و برای این روشنایی معنای زیادی می‌شه متصور شد.
      ممنونم از همراهیت قشنگم♥️😘

  2. سلام مریم عزیزم
    با دیدن مطالبت گل از گلم شکفت.
    یک‌بار نظر ارسال کردم نمی‌دانم حذف شده یا در انتظار تایید است.
    به هر رو خوشحالم عزیزم که می‌نویسی ❤️😘

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن