شاهکارِ زخمی

شاهکارِ زخمی
از زمانی که رمانِ «پیرمرد و دریا» را خواندهام، ارنست همینگوی به یکی از نویسندگان محبوبم تبدیل شده است، شاهکاری که مرا پایِ مبارزهی پیرمرد با کوسهها نشاند تا یاد بگیرم چطور در اوج ناامیدی، از پا ننشینم و همچنان به دنبال راه چاره باشم. هنوز پژواک صدای سانتیاگو در گوشم میپیچد که برای تاب آوری به خود امید میداد: «ای دستها ریسمانها را بکشید و ای پاها استوار بایستید. ای مرد طاقت بیاور و درد را مردانه تحمل کن.»
همین باعث شد که به سراغ آثار دیگرش بروم مثلاً رمان «زنگها برای که به صدا درمیآیند»، اثری درخشان دربارهی جنگ داخلی اسپانیا. اما هر بار که در کتابفروشی این کتاب را میدیدم از قفسه برمیداشتم ولی بعد به خاطر ناشناس بودن مترجم، آن را سر جایش میگذاشتم. یک روز دل را به دریا زدم و با تأیید فروشنده که میگفت، نشر امیرکبیر معتبر است، کتاب را خریدم و همان شب شروع به خواندن کردم. اما از همان صفحات نخست، ترجمه ناامیدم کرد. جملات نازیبا بودند و غلطهای ویرایشی ذوقم را کور میکردند. با این حال، به خاطر جذابیتِ خود داستان، به خواندن ادامه دادم.
در حال مطالعه بودم که علیرضا وارد اتاق شد و گفت: «مامان، غرق کتاب شدی! معلومه خیلی قشنگه.»
گفتم: «داستانش قشنگه، اما ترجمه خیلی ضعیفه.»
پرسید: «پس چرا میخونی؟»
گفتم: «خب! براش پول دادم.»
گفت: «حیف نیست لذت خوندن یه شاهکار ادبی رو با ترجمهی بد از دست بدی؟»
حرفش تلنگری به من زد. همان موقع با کتابفروشی تماس گرفتم، دلایلم را گفتم و قبول کردند کتاب را پس بگیرند.
مدتی بعد در یک کتابفروشی دیگر، چشمم به همین کتاب افتاد، با ترجمهی مهدی غبرایی اما با عنوان «این ناقوس مرگ کیست؟» که نشر افق چاپ کرده است. کتاب بسیار حجیمتر از نسخهی قبلی بود. با خواندن مقدمهی مترجم و گفتوگو با فروشنده متوجه شدم، مترجم قبلی نه تنها برخی از مفاهیم را اشتباه منتقل کرده، بلکه چند فصل را هم به سلیقهی خود حذف کرده است. از طرفی خوشحال بودم که وقتم را پایِ آن ترجمهی ناقص هدر ندادم و از طرفی غمگین که چرا یک مترجم اینگونه باید زحمت یک نویسندهی بزرگ را هدر بدهد؟
کافی است مقدمهی کتاب «شهریار» اثر ماکیاوللی را بخوانید تا ببینید استاد داریوش آشوریِ عزیز چقدر با وسواس و تحقیق، واژهها و مفاهیم را ترجمه و منتقل میکند.
او برای یافتن معادل فارسی یک واژهی ایتالیایی با عزتالله فولادوند مشورت کرده است، نظرِ پیهمونتزه، رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا را پرسیده است و همچنین نظرِ خانم ستارهی هومن که عموی ایشان زندهیاد محمود هومن از صاحبنظران و پژوهندگان بود. این همه تعهد و مسئولیتپذیری برای انتقال مفهوم درست به خواننده واقعاً ستودنی است.
مترجم، امانتدارِ حاصلِ عمرِ یک نویسنده است و باید با بالاترین کیفیت و وفاداری، آن را به دست مخاطب برساند.



